مرتضى مطهرى
34
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آرمانى جامعهها را تهديد مىكند . برخى مىخواهند اين خلأ را با فلسفهء محض پر كنند ، بعضى دست به دامن ادبيّات و هنر و علوم انسانى شدهاند . در كشور ما نيز كم و بيش پيشنهاد فرهنگ انسانگرا و مخصوصا ادبيّات عرفانى از قبيل ادبيّات مولوى و سعدى و حافظ براى پر كردن اين خلأ معنوى و آرمانى مطرح است ، غافل از اينكه اين ادبيّات روح و جاذبهء خود را از مذهب گرفته است . روح انسانگرايى اين ادبيّات همان روح مذهبى اسلامى است ، و گرنه چرا برخى ادبيّات نوين امروزى با همهء تظاهر به انسانگرايى اينهمه سرد و بىروح و بىجاذبه است ؟ ! محتواى انسانى ادبيّات عرفانى ما ناشى از نوعى تفكّر دربارهء جهان و انسان است كه همان تفكّر اسلامى است . اگر روح اسلامى را از اين شاهكارهاى ادبى بگيريم تفالهاى و اندام مردهاى بيش باقى نمىماند . « ويل دورانت » از كسانى است كه اين خلأ را حس مىكند و ادبيّات و فلسفه و هنر را براى پر كردن آن پيشنهاد مىكند ، مىگويد : « ضرر و خسرانى كه متوجّه مدارس و دانشگاههاى ماست ، بيشتر ، از نظريّهء تربيتى « اسپنسر » ( 1 ) است كه تربيت را سازگار كردن انسان با محيط خود تعريف كرده است . اين تعريف ، مرده و مكانيكى است و از فلسفهء « برترى مكانيك » برخاسته است و هر ذهن و روح خلّاق از آن متنفّر است . نتيجه اين شده كه مدارس ما از علوم نظرى و مكانيكى پر شده است ، و از موضوعات ادبيّات و تاريخ و فلسفه و هنر كه به قول خودشان بىفايده است خالى مانده است . . . تربيتى كه فقط علمى باشد محصولش جز ابزار چيزى نيست ، شخص را از زيبايى بيگانه مىسازد و او را از حكمت جدا مىكند . براى دنيا بهتر آن بود كه اسپنسر كتابى نمىنوشت . » ( 2 ) عجبا با اينكه « ويل دورانت » اعتراف مىكند كه خلأ موجود در درجهء اوّل يك « خلأ آرمانى » است ، خلئى است در ناحيهء مقاصد و غايات و آرمانها ، خلئى است كه به پوچىگرايى منتهى شده است ، با اينكه تصديق مىكند كه اين خلأ ، خلأ نوعى تفكّر و نوعى ايمان به مقاصد و اهداف انسانى است ، با همهء اينها مىپندارد كه با هر نوع معنويّتى - هر چند از حدود قوّهء تخيّل تجاوز نكند - چارهپذير است ، مىپندارد
--> ( 1 ) . فيلسوف معروف انگليسى قرن نوزدهم . ( 2 ) . لذّات فلسفه ، ص 206 .